غزل شمارهٔ ۳۰۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای دل، بکوی او مرو، از بیخودی غوغا مکن
۲
خود را و ما را بیش ازین در عاشقی رسوا مکن
۳
ای اشک سرخ و گرم رو، بر چهره ام ظاهر مشو
۴
آبی که پنهان خورده ام در روی من پیدا مکن
۵
تا چند ناز و سرکشی؟ آخر بجان آمد دلم
۶
بر عاشق مسکین خود زین بیش استغنا مکن
۷
من حاضر و تو باکسان هر دم نمایی عشوه ای
۸
اینها مکن، ور می کنی، در پیش چشم ما مکن
۹
تا چند، هر دم غنچه سان خندی بروی این و آن؟
۱۰
چون شاخ گل باش، از حیا، سر پیش کس بالا مکن
۱۱
با ابروی چون ماه نو، هوش هلالی را مبر
۱۲
ماه هلال ابروی من، عقل مرا شیدا مکن