Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عید قربان شد، بیا عاشق کشی بنیاد کن
۲
دردمندان را بدرد نو مبارک باد کن
۳
گفته ای: در دین ما رسم فراموشی خطاست
۴
چون کنی از ما فراموش، این سخن را یاد کن
۵
با من آغاز تکلم کردی و بیخود شدم
۶
تا از اول بشنوم، بار دگر بنیاد کن
۷
زینهار! ای دل، چو آن سلطان خوبان در رسد
۸
حال ما را عرضه ده، کر نشنود فریاد کن
۹
ای فلک، زان سنگها کز نقش شیرین کنده شد
۱۰
گر توانی زیب روی تربت فرهاد کن
۱۱
ترک جان گفتیم و بیدادت هنوز آخر نشد
۱۲
آخر، ای سلطان خوبان، ترک این بیداد کن
۱۳
ای پری پیکر، هلالی از غمت دیوانه شد
۱۴
گر نوازش می کنی، او را بسنگی شاد کن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.