Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نظاره کن در آینه خود را، حبیب من
۲
اما بشرط آنکه نگردی رقیب من
۳
من از وطن جدا و دل من ز من جدا
۴
آگاه نیست یار ز حال غریب من
۵
زین سان که درد عشق توام ساخت ناتوان
۶
مشکل زیم، اگر تو نباشی طبیب من
۷
تا کی خورم غم و پی تسکین درد خویش
۸
گویم بخود که: در ازل این شد نصیب من؟
۹
آزرده شد هلالی و آن گل نگفت هیچ:
۱۰
تا کی جفای خار کشد عندلیب من؟

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.