غزل شمارهٔ ۳۰۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
از فراق آن پری هر دم فزون شد درد من
۲
ساخت ظاهر درد دل را اشک و رنگ زرد من
۳
تا بکی از عشق او جور و جفا خواهم کشید؟
۴
ای رفیقان، سوخت دیگر جان غم پرورد من
۵
گر چه دور از آستان دوست گشتم خاک راه
۶
کاش! روزی باد در کویش رساند گرد من
۷
آتش عشق تو در جان من شیدا فتاد
۸
شد مدد با آتش عشق تو آه سرد من
۹
چون هلالی در غم عشق بتان سنگدل
۱۰
محنت و اندوه خوبان برد خواب و خورد من