غزل شمارهٔ ۳۱۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای قدت نازک نهال جویبار چشم من
۲
لطف کن، برخیز و بنشین بر کنار چشم من
۳
چشم مردم را غبار از گرد میباشد، ولی
۴
میبرد گرد سر کویت غبار چشم من
۵
اشک من هر کس که دید از کار چشمم دست شست
۶
گوشه چشمی گرفت از دست کار چشم من
۷
قطره خون بود کز دل داشت چشمم یادگار
۸
برکنار افتاد اکنون یادگار چشم من
۹
گر بروی من، هلالی، سیل اشک آمد چه شد؟
۱۰
تا چها آید هنوز از رهگذار چشم من؟