غزل شمارهٔ ۳۱۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تا بکی تند شوی بهر جفای دل من؟
۲
چند روزی بوفا کوش برای دل من
۳
گر تو میداشتی این آتش پنهان، که مراست
۴
دل بی رحم تو میسوخت، چه جای دل من؟
۵
حاش لله! که دلم ترک تو گوید بجفا
۶
کز جفاهای تو بیشست وفای دل من
۷
زان دو گیسوی دلاویز چه امکان گریز؟
۸
که دو زنجیر نهادند بپای دل من
۹
هر طبیبی که خبر داشت ز بیماری عشق
۱۰
غیر وصل تو نفرمود دوای دل من
۱۱
دل گرفتار بلاییست، هلالی، که مپرس
۱۲
کس گرفتار مبادا ببلای دل من!