Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گهی لطفست و گاهی قهر کار دلربای من
۲
ولی لطف از برای دیگران، قهر از برای من
۳
بخوبان تا وفا کردم جفا دیدم، بحمدالله
۴
که تقریب جفای خوبرویان شد وفای من
۵
دعای خویش را شایسته احسان نمیدانم
۶
خوشم گر لایق دشنام هم باشد دعای من
۷
بدرد عشق خو کردم، ندارم تاب بیداری
۸
طبیبا، ترک درمان کن، که درد آمد دوای من
۹
بلای من شد این بالا، خدا را، پیش من بنشین
۱۰
نمیخواهم که پیش دیگران آید بلای من
۱۱
ز اشک خود بخون آغشته ام، سوی تو چون آیم
۱۲
که بر خاک درت جا نیست پاکان را، چه جای من؟
۱۳
هلالی، بعد ازین خواهم: قدم از فرق سر سازم
۱۴
که در راهش سر من رشکها دارد بپای من

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.