غزل شمارهٔ ۳۲۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شهید عشقم و از خاک من خون داده نم بیرون
۲
وزان نم لاله خونین برآورده علم بیرون
۳
گر از طوف حریم کعبه کویت خبر یابد
۴
ز شوق آن پرد روح از تن مرغ حرم بیرون
۵
در آب و آتشم، از دیده و دل، دم بدم، بی تو
۶
مرو، بهر خدا، از دیده و دل دم بدم بیرون
۷
دل احوال پریشانی خود بنویسد از زلفت
۸
که سوزد کاغذ و دود آید از نوک قلم بیرون
۹
ز تیر آه می دوزد هلالی چاکهای دل
۱۰
که ناید از دل صد پاره او درد و غم بیرون