Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مسلمانان، مرا جان خواهد آمد از الم بیرون
۲
که می آید هلال ابروی من از خانه کم بیرون
۳
بر آن در، انتظاری می برم، با آنکه می دانم
۴
که شاهان بهر درویشان نیایند از حرم بیرون
۵
مرا این دم تو خواهی کشت یا هجران دم دیگر؟
۶
بهر تقدیر جانم خواهد آمد دم بدم بیرون
۷
ز بهر گریه پنهانی در از اغیار بر بستم
۸
ولی دیوار داد از جانب همسایه نم بیرون
۹
نه اشکست این، که موج انگیخت خوناب دل از چشمم
۱۰
نه آهست این، که جان از خانه تن زد علم بیرون
۱۱
اگر اهل عدم دانند محنت های عشقت را
۱۲
ز بیم عاشقی هرگز نیایند از عدم بیرون
۱۳
هلالی، گر رسی روزی بطرف کعبه کویش
۱۴
قدم از سر کن آنجا و منه دیگر قدم بیرون

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.