Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خوش باشد اگر باشم در طرف چمن با او
۲
من باشم و او باشد، او باشد و من با او
۳
بر هم زدن چشمش جان می برد از مردم
۴
کی زنده توان بودن یک چشم زدن با او؟
۵
با او چو پس از عمری خواهم سخنی گویم
۶
هرگز نشود پیدا تقریب سخن با او
۷
جانم بر جانانست، من خود تن بی جانم
۸
آری ز کجا باشد جان در تن و تن با او؟
۹
تا عهد شکست آن مه بگداخت هلالی را
۱۰
دیدی که چه کرد آخر، آن عهدشکن با او؟

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.