غزل شمارهٔ ۳۲۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
عاشقم کردی و گفتی با رقیب تندخو
۲
عاشق روی توام، با هر که می خواهی بگو
۳
جان من، دلجویی اغیار کردن تا بکی؟
۴
گاه گاهی هم دل سرگشته ما را بجو
۵
ای طبیب، از بهر درد ما غم درمان مخور
۶
زانکه ما با درد بی درمان او کردیم خو
۷
همچو مویی شد تنم، گو: از میان بردار عشق
۸
بعد ازین مویی نگنجد در میان ما و او
۹
رفت آن آب حیات از جویبار چشم من
۱۰
کی بود، یارب، که آب رفته باز آید بجو؟
۱۱
صورت دعوی گل، معنی ندارد با رخت
۱۲
چون ندارد صورت و معنی چه سود از رنگ و بو؟
۱۳
بر سر کویش، هلالی، رخ بخون شستن چه سود؟
۱۴
سوی تیغ آبدارش بین و دست از جان بشو