غزل شمارهٔ ۳۴۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
باز، ای سوار شوخ، کجا می روی؟ مرو
۲
آه این چه رفتنست؟ چرا می روی؟ مرو
۳
هر دم ز رفتن تو بلای دلست و دین
۴
ای کافر بلا، چه بلا می روی؟ مرو
۵
چین بر جبین فگنده، برون رفتنت خطاست
۶
ای ترک چین، براه خط می روی، مرو
۷
بر عزم گشت خرم و خندان شدی سوار
۸
ای گل، که همچو باد صبا می روی، مرو
۹
دل رفته است و از پی او تند می روی
۱۰
با آنکه از پی دل ما می روی، مرو
۱۱
گفتی: برون روم که: هلالی شود هلاک
۱۲
او خود هلاک شد، تو کجا می روی، مرو