غزل شمارهٔ ۳۴۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آمده ای بمنزلم، ای مه نازنین، فرو
۲
ماه مگر ز آسمان آمده بر زمین فرو؟
۳
نیست عرق ز تاب می، وقت صبوح بر رخت
۴
ریخته شبنم سحر، بر گل آتشین فرو
۵
چند بخشم بگذری، توسن ناز زیر ران
۶
وه! که دمی نیامدی از سر خشم و کین فرو
۷
چون تو بناز دست خود رقص کنان فشانده ای
۸
ریخته صد هزار جان، عاشق از آستین فرو
۹
بس که ز غصه خون من، جوش کنان، بسر رود
۱۰
در تب اگر عرق کنم، خون چکد از جبین فرو
۱۱
خورد هلالی از کفت سیلی رنج و آه و غم
۱۲
بر سر کس نیامده، رحمتی این چنین فرو