Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بخون نشست دلم، خار غم خلیده خلیده
۲
بسیل داد مرا خون دل چکیده چکیده
۳
براه عشق فتادم ز پا، دویده دویده
۴
بجور خوی گرفتم ستم کشیده کشیده
۵
تو نور چشم منی، جا درون دیده من کن
۶
که دیده دیده المها، ترا ندیده ندیده
۷
غزال وحشی من هست از رقیب گریزان
۸
بلی، که میرود آهو ز سگ دویده دویده
۹
خیال چشم تو کرد و ز خویش رفت هلالی
۱۰
برنگ آهوی وحشی ز خود رمیده رمیده

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.