غزل شمارهٔ ۳۸۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گفتی: بگو که: بنده فرمان کیستی؟
۲
ما بنده توایم، تو سلطان کیستی؟
۳
جان میدهد ز بهر تو خلقی بهر طرف
۴
آیا ازین میانه تو جانان کیستی؟
۵
ای گنج حسن، با تو چه حاجت بیان شوق؟
۶
هم خود بگو که: در دل ویران کیستی؟
۷
می بینمت که: بر سر ناز و کرشمه ای
۸
تا باز در کمین دل و جان کیستی؟
۹
ما از غمت هلاک و تو با غیر هم نفس
۱۰
بنگر کجاست درد و تو درمان کیستی؟
۱۱
دور از رخ تو روز هلالی سیاه شد
۱۲
تا خود تو آفتاب درخشان کیستی؟