غزل شمارهٔ ۳۸۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بر من، ای شوخ، ستمها کردی
۲
بارک الله! که: کرمها کردی
۳
کاشکی! حال من از من پرسی
۴
تا بگویم: چه ستمها کردی
۵
من براهت قدم از سر کردم
۶
تو سرم خاک قدمها کردی
۷
ساقیا، وقت تو خوش باد مدام!
۸
که بمی چاره غمها کردی
۹
گر چه کشتی چو هلالی ما را
۱۰
فارغ از جمله المها کردی