Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تو در میدان و من چون گوی در ذوق سراندازی
۲
تو شوق گوی بازی داری و من شوق سربازی
۳
سر خود را بخاک افگنده ام در پیش چوگانت
۴
که شاید گوی پنداری و روزی بر سرم تازی
۵
تو در خواب صبوح، ای ماه و من در انتظار آن
۶
که چشم از خواب بگشایی و بر حال من اندازی
۷
همه با یار می سازند، تا سوزد دل غیری
۸
تو می سوزی دل یاران و با اغیار می سازی
۹
شب هجران زدی بر رشته های جان من آتش
۱۰
مرا چون شمع تا کی در فراق خویش بگدازی؟
۱۱
هلالی با قد خم گشته می نالد درین حسرت
۱۲
که: روزی در کنارش گیری و چون چنگ بنوازی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.