Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چه حاجتست که گه خشم و گه عتاب کنی؟
۲
کرشمه ای بنما، تا جهان خراب کنی
۳
شراب خورده و خنجر کشیده آمده ای
۴
که سینه ام بشکافی، دلم کباب کنی
۵
چه غم که توبه من بشکنی؟ از آن ترسم
۶
که دور من چو رسد توبه از شراب کنی
۷
بروز واقعه ما را ز کوی خویش مران
۸
چو می رویم چه حاجت که اضطراب کنی؟
۹
هلالی، این همه از دست خویش می سوزی
۱۰
که ذره ای و تمنای آفتاب کنی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.