غزل شمارهٔ ۴۱۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ناگاه اگر ز ما سخنی گوش می کنی
۲
یک لحظه ناگذشته، فراموش می کنی
۳
گویی بدیگران سخن، اما چو من رسم
۴
تا نشنوم حدیث تو، خاموش می کنی
۵
یک روز هم بمجلس ما چهره برفروز
۶
تا چند باده با دگران نوش می کنی؟
۷
دست مرا بگیر، که از پا فتاده ام
۸
با دیگران چه دست در آغوش می کنی؟
۹
گوش رضا بقول هلالی نمی نهی
۱۰
گویا حدیث مدعیان گوش می کنی