Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای که در عاشق کشی هر لحظه صد خون میکنی
۲
آه! اگر عاشق نماند بعدازین چون میکنی؟
۳
گر چه دایم بر اسیران جور می کردی ولی
۴
پیش ازین هرگز نکردی آنچه اکنون میکنی
۵
وعده فرمودی که: سویت بگذرم، تا خیر چیست؟
۶
کار خیرست این، چرا نیت دگرگون میکنی؟
۷
می نمایی عارض چون آفتاب از روی مهر
۸
مهر دیگر بر سر مهر من افزون میکنی
۹
ای فسونگر، زان پری افسانه خوانی بر سرم
۱۰
عاشق دیوانه را تا چند افسون میکنی؟

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.