شمارهٔ ۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یک نیمه عمر خویش ببیهودگی بباد
۲
دادیم و ساعتی نشدیم از زمانه شاد
۳
از گشت آسمانی و تقدیر ایزدی
۴
برکس چنین نباشد و برکس چنین مباد
۵
یا روزگار کینه کش از مرد دانشست
۶
یا قسم من ز دانش من کمتر اوفتاد
۷
وین طرفه تر کجا قدری وام کرده ام
۸
از مردم بخیل سبک بار سگ نژاد
۹
زان پیشتر که چشم بمالم ز خواب خوش
۱۰
در خانه گیردم بتقاضا ز بامداد
۱۱
چون کوه بیستون بنشیند بپیش من
۱۲
برجای خواب تکیه کند همچو کیقباد
۱۳
ناشسته روی و تیره نشینم به پیش او
۱۴
پرخشم از و چو کودک بدفهم از اوستاد
۱۵
گوید هر آنچه خواهد و من در سزای او
۱۶
دارم بسی جواب و نیارم جواب داد
۱۷
از کیسۀ دروغ نهم پیش ریش او
۱۸
تاریخ شاهنامه و اخبار سندباد
۱۹
چندان دروغ زشت فرو کوبمش بسر
۲۰
تا چون کدو شود سر آن قلتبان ز باد
۲۱
پس حجره را بروبم و پس خاک حجره را
۲۲
بندازمش ز پس ، چو پی از در برون نهاد
۲۳
هر چند مبغضست و بخیلست و ناکسست
۲۴
حقست و داد ازوست گریزان منم ز داد
۲۵
اینست حال بنده و صد ره ازین بتر
۲۶
تدبیر حال بنده بساز ، ای یگانه راد