ازرقی هروی · قصاید

شمارهٔ ۱۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از آن دو عارض سوسن نمای لاله اثر
۲
بنفشه وار فرو برده ام بزانو سر
۳
ز فرقت رخ او بسکه خون همی بارم
۴
بسان چشم همایست چشم من بصور
۵
بنفشه رویم و سیمین سرشک از آنکه بتم
۶
ز سیم خام برآرد همی بنفشۀ تر
۷
عدوی عنبر و خصم شمامه گشتم ، از آنک
۸
شمامۀ ز نخش گرد گیرد از عنبر
۹
غلام آن لب چون گوهر بدخشانم
۱۰
بدست صنع نهاده دروسی و دو گهر
۱۱
لبش ز گوهر و بیجادۀ بدخشانی
۱۲
بطبع لعل تر آمد بسی و شیرین تر
۱۳
اگر بخون من بی گناه قصد کنی
۱۴
مکن بتا ، حذر از خون بی گناه ، حذر
۱۵
و گر ز داوری خون من نیندیشی
۱۶
خدای عز و جل بس میان ما داور
۱۷
اگر چه بی طربم در غم تو ، بس باشد
۱۸
مدیح میر بسوی طرب مرا رهبر
۱۹
امیر احمد بن عاصم آنکه همت او
۲۰
همی گواژه زند بر بلندی محور
۲۱
گمان من بحقیقت چنین بود که یکیست
۲۲
سخای او و طلب کرده های اسکندر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.