امیر معزی · غزلیات

شمارهٔ ۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
موی چون غالیه و روی چو دیباست تو را
۲
عقده از غالیه بر دیبا زیباست تو را
۳
مرده از دو لب شیرینت همی زنده شود
۴
در دو لب‌ گویی افسون مسیحاست تو را
۵
عاشق و شیفته سرو صنوبر شده‌ام
۶
زانکه چون سرو صنوبر قد و بالاست تو را
۷
قبله زی خلخ و یغماست مرا تا بزیم
۸
زانکه اصل و نسب از خلخ و یغماست تو را
۹
شادی جان من است آن صدف مرجان رنگ
۱۰
که درو سی و دو تا لولو لالاست تو را
۱۱
تویی آن سرو خرامنده که در باغ جمال
۱۲
با گل و لاله همه ساله تماشاست تو را
۱۳
تویی آن ماه دو هفته که در برج نشاط
۱۴
زهره برده است و میان بسته به ‌جوزاست تو را
۱۵
بیش روی تو همی سجده برد قیصر روم
۱۶
تا به ‌خورشید سر از ملک چلیپاست تو را
۱۷
نیست از جملهٔ خوبان و ظریفان جهان
۱۸
یکتن از بنده و آزاد که همتاست تو را
۱۹
پشت خوبان همه در خدمت تو هست دو تا
۲۰
زانکه در خدمت خسرو دل یکتاست تو را

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.