امیر معزی · غزلیات

شمارهٔ ۳۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا دلم بستدی ای ماه و ندادی دادم
۲
کشتهٔ عشق شدم راز نهان بگشادم
۳
سرد بردی دلم از عاشقی و جستن عشق
۴
لاجرم زود شدم عاشق و گرم افتادم
۵
پدر و مادر من بنده نبودند تو را
۶
من تو را بنده شدم‌ گرچه به اصل آزادم
۷
هر شبی بر سر کوی تو برآرم فریاد
۸
نکنی رحمت و یکشب نرسی فریادم
۹
من به یک روز تو را یادکنم سیصد بار
۱۰
تو به صد روز بیک بار نیاری یادم
۱۱
تا تو را نالهٔ زیردست و مرا نالهٔ زار
۱۲
تو به‌ کف باده همی‌ گیری و من بر بادم
۱۳
گر به دنیا و به دین مرد همی‌ گیرد نام
۱۴
دین و دنیا به سرکار تو اندر دادم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.