شمارهٔ ۴۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بار دیگر باز گرم افتادم اندر کار او
۲
باز نشکیبم همی یکساعت از دیدار او
۳
گر مرا بینی عجب مانی فرو درکار من
۴
تا دگر باره چرا عاجز شدم درکار او
۵
هر شبی گویم که مهمان آرمش ابرخوانا خویش
۶
تا مگرگیرم زمانی بهره ازگفتار او
۷
بازگویم کز دو چشم من جهان پرگل شود
۸
چون زمین پرگل شود مشکل شود رفتار او