حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چو به ترک تاز بردی دل مستمند ما را
۲
به کمینه بنده ی خود به از این نگر خدا را
۳
اگر از سر عنایت به چو من نیاز مندی
۴
نظری کنی به رحمت چه زیان کند شما را
۵
وگرت به خواب بینم نکنم دگر شکایت
۶
طمع وصال کردن به چه زهره و چه یارا
۷
تو چو غنچه زیر چادر به هزار ناز خفته
۸
من منتظر همه شب مترصدم صبا را
۹
مشنو که از تو هرگز به جفا ملول گردم
۱۰
قدمی ندارد آن کو نبرد به سر وفا را
۱۱
من از این قضای مبرم نرهم به زندگانی
۱۲
چه کند کسی که گردن بنهد چو من قضا را
۱۳
مگرم شود میسر ز کنار تو میانی
۱۴
به خدا که از نزاری نکنی کرانه یارا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.