حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۴۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به زیر طاق دو ابرو ساحرند او را
۲
که کرده اند مسخر عموم اردو را
۳
مرا به خیره ملامت چی می کند بد گوی
۴
چگونه دوست ندارند روی نیکو را
۵
به سیل دیده ی من بنگرید اگر خواهید
۶
که در عراق تفرج کنید آمو را
۷
ندیده اند مگر روی آن بهشت آرای
۸
جماعتی که صفت می کنند مینو را
۹
به نقد وقت چو فردوس حاصل است امروز
۱۰
چرا نه عیش کنم در بهشت با حورا
۱۱
به غمزه یی دل و دینم چنان به هم بر زد
۱۲
که چول کرد به کل هم دل هم اینجو را
۱۳
فسون من چه زند پیش غمزه یی که کند
۱۴
به یک کرشمه مسخر هزار جادو را
۱۵
ز حسن او چه شود کم گر التفات کند
۱۶
به چون منی و چه نقصان ز رشته لولو را
۱۷
به بر فشاندن آستین و قهر رقیب
۱۸
نزاریا مده از دست دامن او را

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.