شمارهٔ ۶۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گذشت بر سرم از دست دل قیامت ها
۲
کشیدم از کس و ناکس بسی ملامت ها
۳
علم شدم به علامات عشق در عالم
۴
بلی به روز قیامت بود علامت ها
۵
غلام عشقم و الحمدلله از سر صدق
۶
بر آستان وفا کرده ام اقامت ها
۷
محبت است و ارادت نه جبر و نه تکلیف
۸
ز دل به رغبت خاطر کشم غرامت ها
۹
مرا به زهد و صلاح و وَرَع مکن دعوت
۱۰
بلای عشق به است از چنین سلامت ها
۱۱
همین نه بس که نبایست خوردنم باری
۱۲
ز عمر رفته چو افسردگان ندامت ها
۱۳
نزاریا ز زمان گذشته بیش ملاف
۱۴
بر اولیا نتوان بست از این کرامت ها
۱۵
به صور عشق فرو دم دمی چو زنده دلان
۱۶
که در زمانه برانگیختی قیامت ها