شمارهٔ ۸۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مرا چو وصل تو تشریف بار داد امشب
۲
بیار باده و گوهر هرچه باد امشب
۳
کمند زلف تو وجام باده هر دو به کف
۴
رقیب را چه بماند به دست ، باد امشب
۵
مگر زمانه ببخشود بر من مسکین
۶
که هم به وصل تو داد دلم بداد امشب
۷
صبا کجاست که یعقوب صبح را گوید
۸
که آفتاب چو یوسف به چه فتاد امشب
۹
جهان ز مادر فطرت در آفرینش خاص
۱۰
جز از برای تمنای من نزاد امشب
۱۱
اگر نه روز معادست و من بهشتی چیست
۱۲
که آسمان در فردوس برگشاد امشب
۱۳
چو هیچ حاصلت از نقد دیّ و فردا نیست
۱۴
نزاریا بستان از زمانه داد امشب