Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۸۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زهی قدر من گر وصال حبیب
۲
دگر باره روزی شود عن قریب
۳
چلیپای زلفش کنم طوق حلق
۴
چنانش پرستم که رهبان صلیب
۵
چو مجنون به عشق و چو لیلی به حسن
۶
من و او قریبیم و هر دو غریب
۷
ز حوران نگوید دگر وز بهشت
۸
اگر چشم مستش ببیند خطیب
۹
ز روح عرق چین خوش بوی او
۱۰
ندارد گلاب نسیمی نصیب
۱۱
عرق چین او هم چو انفاس روح
۱۲
دهد مرده را زندگانی به طیب
۱۳
به معجز مسیح است گویی که هست
۱۴
لبش را همین معجزات عجیب
۱۵
مرا از مبادی فطرت مگر
۱۶
نیاموخت جز عشق بازی ادیب
۱۷
مداوای عاشق عقاقیر عشق
۱۸
علاج نزاری چه داند طبیب
۱۹
به عشق ار کنی نسبت خود درست
۲۰
چو تو کس نباشد حسیب و نسیب

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.