Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
میروم سویِ خرابات که پیرم آنجاست
۲
جای دیگر چه کنم عذر پذیرم آنجاست
۳
گر به شکلم تو جدا بینی و دور از برِ دوست
۴
جان که از وی نفسی نیست گریزم آنجاست
۵
نیست جایی دگر آن کس که ستم کرد و برفت
۶
دامنش روزِ مکافات بگیرم آنجاست
۷
دارم آنجا به غریبی و به تنهایی خوی
۸
سپه و مملکت و تاج و سریرم آنجاست
۹
گر ندارم خبر از خویشتن اینجا چه عجب
۱۰
فهم و وهم و نظر و فکر و ضمیرم آنجاست
۱۱
چند سرگشته روم در شب تاریکِ فراق
۱۲
رفتم آنجا که رخ بدرِ مُنیرم آنجاست
۱۳
به چه مشغولم ازین جا به چه آنجا نروم
۱۴
که دل و جان نزاری فقیرم آنجاست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.