Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای بهشتی به بهشت آی که رضوان اینجاست
۲
تو ز جایِ دگرش میطلبی و آن اینجاست
۳
هرگز افسرده نبردهست از این مطبخ بوی
۴
جایِ دیگر طلبد غافل و بریان اینجاست
۵
دردِ دیرینهء دل جایِ دگر نتوان برد
۶
قابلِ درد کدام است که درمان اینجاست
۷
چند اثبات کنی معرفتِ دیو و پری
۸
مُهر بر لب نه و تن زن که سلیمان اینجاست
۹
همه تن گوش شو و چشم دو بینی بر بند
۱۰
سخن از جان نتوان گفت چو جانان اینجاست
۱۱
از پریشانیِ دورِ قمر ای خواجه حکیم
۱۲
چند گویی قمرِ، دور به برهان اینجاست
۱۳
بر قمر دورِ پریشانی اگر دیدهستی
۱۴
ورنه اینک قمر و زلفِ پریشان اینجاست
۱۵
همه دشواریِ تو بر تو توان کرد آسان
۱۶
گر زخود بر شکنی کارِ تو آسان اینجاست
۱۷
اگرش از پیِ این روز همی پروردی
۱۸
بذل کن وقت بر افشاندنِ جانهان اینجاست
۱۹
گویِ عشق از همه عشّاق نزاری بربود
۲۰
هر که باور نکند مرکب و میدان اینجاست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.