شمارهٔ ۱۴۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
جز عشق پیشوا نکند هر که عاشق است
۲
زیرا که عاشقان همه را عشق سایق است
۳
تسلیم راه عشق کند هر چه هست و نیست
۴
وین کار عاشقی است که در عشق صادق است
۵
گر بر عدم نباشد عاشق پسند نیست
۶
آن گه که از وجود بپرداخت لایق است
۷
ناممکن است عشق پرستی و عافیت
۸
کاندر طریق عشق پرستی عوایق است
۹
خوش میرسد ز دوست به ما هرچه می رسد
۱۰
در عشق او جراحت و راحت موافق است
۱۱
سهل است اگر در آتش هجران بسوختیم
۱۲
خشنود می رویم که امّید واثق است
۱۳
دم درکشیده ایم و زبان درکشیده اند
۱۴
چون خالق آگه است چه باک از خلایق است
۱۵
ما را بهانه نیست که اینجا نظرگهیست
۱۶
عذرا نشانه ی نظر عشق وامق است
۱۷
زین هر فسرده یی که نداند که عشق چیست
۱۸
آوازه می کند که نزاری منافق است