شمارهٔ ۲۲۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
در حضور دوستان می پرست
۲
این گواهی میدهم اندر الست
۳
هرکه را دادند جام بی هُشی
۴
مست و لایعقل شدو از خود برست
۵
دل ز بدو فطرتم از دست رفت
۶
لاجرم اینجا نمی آید بدست
۷
چون ندادم دل به دلداری نِیَم
۸
لایق و همصحبت اهل نشست
۹
توبه ی توهم چو زلف یار ماست
۱۰
پای تا سر پرشکنج و پر شکست
۱۱
چیست عقل و نفس ما؟لات و هبل
۱۲
پس چرائی معترض بر بت پرست
۱۳
هم عنان جبرئیل حضرت است
۱۴
هرکه را توفیق بر فتراک بست
۱۵
عاقلان را حوصله ی این لقمه نیست
۱۶
بر نزاری شان ولی انکار هست
۱۷
خویشتن بینان کوته دید را
۱۸
نیست حدّ خود براندازان مست.