شمارهٔ ۲۲۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یک نفس با همدمی از هردو عالم خوش ترست
۲
کنج خلوت خانه ای از ملکت جم خوش ترست
۳
صحبت نامحرمان ناخوش تر از جان کندن است
۴
آه از محرم که او جان یارمحرم خوش ترست
۵
گرچه ما تنها نشینانیم و تنهائی خوش است
۶
لیک گر یاری بود با یارهمدم خوش ترست
۷
ساقیا رطل دمادم برزن و دم برمزن
۸
کز طریق بیخودی رطل دمادم خوش ترست
۹
یک قدح صاف صبوحی خوش تر از ملک دو کون
۱۰
ور همه یک کوزه ی دردی بود هم خوش ترست
۱۱
سوگوارانیم کز مشرق به ارض افتاده ایم
۱۲
مرد عشرت نیستیم اینجا که ماتم خوش ترست
۱۳
غم به ما شاد است و ما دیوانگان عالمیم
۱۴
شادی دیوانگان ، دیوانه خرّم خوش ترست
۱۵
عاشقانِ بی غرض خوانند مارا لاجرم
۱۶
نیک با بد بهتر است و نوش با سم خوش ترست
۱۷
مرهم جان نزاری زخم باید زخم عشق
۱۸
زخم کز بازوی عشق آید ز مرهم خوش ترست