Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۲۵۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چون جان و دلم ملازمِ اوست
۲
بنشست به جایِ جان و دل دوست
۳
بویی‌ست بمانده در دماغم
۴
از دوست حیات من از آن بوست
۵
یارم چو به حسن بی‌نظیرست
۶
گوباش اگر به طبع بدخوست
۷
خوی بد اگر چه عیب ناک است
۸
چون لایقِ طبعِ ماست نیکوست
۹
در آرزویِ جمالِ رویش
۱۰
از آبِ دو چشمِ من روان جوست
۱۱
تر خواهم داشت دیده از اشک
۱۲
تا خشک شود بر استخوان پوست
۱۳
خود چشمهء چشمِ من چنان گیر
۱۴
کز کثرتِ گریه آبِ آموست
۱۵
بر ساقش اگر نمی‌رسد سیل
۱۶
از قدِّ بلندِ قامتِ اوست
۱۷
مولایِ دو چشمِ ترکِ اویم
۱۸
ترک است ولیک با دو هندوست
۱۹
هندوچه که هر دو جاودان‌اند
۲۰
اندیشهء من ز چشمِ جادوست
۲۱
نی‌نی غلطم کدام جادو
۲۲
فریاد از آن دو چشمِ آهوست
۲۳
بربویِ وصالِ او نزاری
۲۴
مسکین همه ساله در تکاپوست
۲۵
آری که رقیبِ حضرتِ او
۲۶
تیرِ مژه و کمانِ ابروست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.