Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۳۴۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هزار یادِ بر و گردن و بناگوشت
۲
هزار یاد سر و دست و بازو و دوشت
۳
دریغ اگر نفسی دیدمی به بیداری
۴
چنان که بودم و دیدم به خواب چون دوشت
۵
تو آفتاب زمینی و آسمان به شرف
۶
غلام جمله غلامان حلقه در گوشت
۷
اگر در آینه بینی و چشم سرمه کنی
۸
به یک کرشمه کنند آن دو فتنه بی هوشت
۹
چرا اگر همه چون آتشی به گاه عتاب
۱۰
ز آب دیده ی من کم نمی شود جوشت
۱۱
به دست باد صبا بوسه ای فرست و بکن
۱۲
نبات مصر کساد از لب شکر جوشت
۱۳
سفر بدان خوشم آید که باز آیم تو
۱۴
به پرسش آیی و من درکشم به آغوشت
۱۵
شکایت شکرآمیز می کنی تو و من
۱۶
به بوسه ای کنم از گفت و گوی خاموشت
۱۷
اگر تو یاد نزاری کنی و گر نکنی
۱۸
من آن نی ام که ز خاطر کنم فراموشت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.