Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۴۰۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دیر شد تا ز ما نکردی یاد
۲
طرفه رسمی نهاده ای بنیاد
۳
الله الله نمی کنی تقصیر
۴
آفرین آفرین مبارک باد
۵
توبه توبه ز یار بی آزارم
۶
آوخ آوخ ز یار سست نهاد
۷
آب سر می زنم بر آتش دل
۸
خاک بر سر همی کنم چون باد
۹
بر شکستی و عهد بشکستی
۱۰
چه توان گفت چشم بد مرساد
۱۱
با تو باری به باد بر دادم
۱۲
جان شیرین به هرزه چون فرهاد
۱۳
تا دگر عاشقان چگونه رهند
۱۴
از جفای تو ظالم بیداد
۱۵
کژ نشین راستگوی تا کی و کی؟
۱۶
از تو بودیم یک نفس دل شاد
۱۷
چند خون ریزی از خدای بترس
۱۸
به تو جبریل وحی نفرستاد؟
۱۹
عاشقان را به غمزه ی جادو
۲۰
چشم بربسته ای زهی استاد
۲۱
تا ترا لا اله الا الله
۲۲
ای نزاری چه چشم زخم افتاد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.