زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۴۳۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عشق آب از روی کارم می برد
۲
رونق از صبر و قرارم می برد
۳
رازپوشی می کند وز عقل و هوش
۴
نام و ننگ و فخر و عارم می برد
۵
هیبت عشق از شکوه سلطنت
۶
دست و دل از کار و بارم می برد
۷
می نهد اسرار با من در میان
۸
وایه من از کنارم می برد
۹
روزگاری در محیط وهم خویش
۱۰
غرق بودم با کنارم می برد
۱۱
هرچه فی الجمله پسند عشق نیست
۱۲
از نهان و آشکارم می برد
۱۳
جان و دل خود برد و در بازار سر
۱۴
غیر سودا هر چه دارم می برد
۱۵
مستی ای می آرد وخودبینی ای
۱۶
از دماغ هوش یارم می برد
۱۷
عقل را از خاطر مشغول من
۱۸
تا دگر یادش نیارم می برد
۱۹
قاید تسلیم را بر من گماشت
۲۰
تا به یغما رخت و بارم می برد
۲۱
آشنایی می دهد فطرت به من
۲۲
با سر آن روزگارم می برد
۲۳
آمده ست ام سال و رغم عقل را
۲۴
با سر پیمان پارم می برد
۲۵
از بخار خمر بودم سر گران
۲۶
ساقی فطرت خمارم می برد
۲۷
از نزاری باز می گیرد مرا
۲۸
زاریی آخر که زارم می برد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.