شمارهٔ ۴۳۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هر که با سابقان قدم سپرد
۲
هر دو عالم به یک درم نخرد
۳
گو جهان بر خلاف مذهب باش
۴
موقن البته هیچ غم نخورد
۵
غلط احول است قرابه
۶
بود و نابود را به هم شمرد
۷
به همه حال هست مطلق را
۸
نیست بیند چو از عدم نگرد
۹
عقل چون زخم امتحان خورده است
۱۰
بر سر کوی عشق کم گذرد
۱۱
سخره دل مشو که نفس شریف
۱۲
از فرومایگان ستم نبرد
۱۳
پیش ما خود نزار یا نسزد
۱۴
هر که با سابقان قدم سپرد