شمارهٔ ۴۵۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
در دهر کسی که یار گیرد
۲
یاری چو من اختیار گیرد
۳
از خوبی تو خرد به دندان
۴
انگشت به اعتبار گیرد
۵
خاک قدم تو سعد اکبر
۶
بر دیده به افتخار گیرد
۷
نا خورده می از دو چشم مستت
۸
هُشیاران را خمار گیرد
۹
آن را که تو در میان جانی
۱۰
از کل جهان کنار گیرد
۱۱
با من نفسی درآی و بنشین
۱۲
تا خاطر من قرار گیرد
۱۳
بگذار دل ستیزه خو را
۱۴
تا عادت روزگار گیرد
۱۵
آن را که دماغ و دل نباشد
۱۶
هرگز سر انتظار گیرد
۱۷
در چنگ فراق اگر نزاری
۱۸
آهنگ چو زیر زار گیرد
۱۹
شک نیست که آتش دم نی
۲۰
در سوختهء نزار گیرد