زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۴۸۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تیغ کز دستِ دوستان باشد
۲
زخمش آسایشِ روان باشد
۳
یک اشارت ازو به گوشۀ چشم
۴
خون بهایِ هزار جان باشد
۵
چشمِ او آن کند به یک غمزه
۶
کاعتبارِ جهانیان باشد
۷
ترکِ جان عینِ زندگی ست ولیک
۸
بر گران ترکِ جان گران باشد
۹
بگذارد به سُم پرستان خر
۱۰
هر که را غزمِ آسمان باشد
۱۱
هر که بر دوست سود خواهد کرد
۱۲
گو بکن تا که را زیان باشد
۱۳
همه ای دوست آن گهی باشی
۱۴
کز تو نه نام و نه نشان باشد
۱۵
بر کنارِ وصال ننشینی
۱۶
تا ز تو هیچ در میان باشد
۱۷
اگر از خود نزاریا برهی
۱۸
هر چه باقی بماند آن باشد
۱۹
چون ازین عمرِ عاریت برهی
۲۰
بعد از آن عمرِ جاودان باشد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.