زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۵۶۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مرا که خون دل از دیده همچو آب رود
۲
چه گونه بر مژه ممکن بود که خواب رود
۳
دلم بر آتش و خوناب از دو دیده روان
۴
غریب نیست که خوناب از کباب رود
۵
برفت عقلم و از من به خشم سر برتافت
۶
چو دلبری که ز دلداده ای به تاب رود
۷
چه می رود مثلا بر وجود من ز فراق
۸
همان که بر قصب از فعل ماهتاب رود
۹
کنار من چو شفق غرق خون شود هر شام
۱۰
که آفتاب جهان تاب در نقاب رود
۱۱
حیات جان من از عکس روی خورشید است
۱۲
از آن چو ذره به دنبال آفتاب رود
۱۳
درین طلب که منم عاقبت هلاک شوم
۱۴
چو تشنه ای که به جهد از پی سراب رود
۱۵
هزار خون به ستم کرده را کفارت بس
۱۶
که در وجود روانم درین عذاب رود
۱۷
محبت تو نزاری چنان موکد نیست
۱۸
که نقش از ورق جان به هیچ باب رود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.