زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۶۱۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آخر مرا به جایِ تو باشد کسی دگر
۲
نه‌نه به دوستی که نباشد گمان مبر
۳
مشنو که حقِّ صحبتِ شب‌هایِ تا به روز
۴
بر من شود فرامش و خاطر کنم دگر
۵
تهمت مبر که عشقِ تو از سر شود برون
۶
باور مکن که مهرِ تو از دل شود به در
۷
در انتظارِ بادِ صبایم که گفت دوش
۸
فردا شبت ز حالِ گلِستان کنم خبر
۹
هرک آوَرَد به من ز عرق‌چین او نسیم
۱۰
در پایِ او کشم صدفِ چشمِ پرگهر
۱۱
دستم گرفته‌ای و قسم یاد کرده‌ای
۱۲
کز عهد بر نگردم و پیمان برم به سر
۱۳
با ما چو روزگار نکردی وفا نیست
۱۴
از دوستی و یاریِ ما بر دلت اثر
۱۵
تا خود تو را که گفت علی‌رغمِ ما که باز
۱۶
هرگز دگر به کویِ نزاری مکن گذر
۱۷
محکم نصیحتی‌ست که در گوش کرده‌ای
۱۸
ای نورِ دیده مرحمتی کن به یک نظر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.