زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۶۱۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
روزی به ما رجعت کند آن مشتری سیما مگر
۲
هم باز پرسد عاقبت از ما بتِ زیبا مگر
۳
با ما نمی‌افتد مگر ما را بیفکند از نظر
۴
یا خایف است از دشمنان یا شد ملول از ما مگر
۵
بی‌هوده جانی می‌کنم دل را تسلی می‌دهم
۶
هر روز گویم صبر کن کاری شود فردا مگر
۷
می‌بود وقتی مونسم من بعد منعم می‌کند
۸
نپسنددم در دستِ غم آخر چنین تنها مگر
۹
بادِ صبا را گفته‌ام تا پیش‌ِ او زاری کند
۱۰
بر یادِ او هر صبح‌دم رخصت دهد صهبا مگر
۱۱
تلخ است مِی کز خاصیت در شور می‌آرد مرا
۱۲
شیرینِ من زان می‌ند ابرو ترش آیا مگر
۱۳
هر لحظه صفرا می‌کند از شورِ آن شیرین‌لبم
۱۴
فرهاد را شیرین از آن کرده‌است در صفرا مگر
۱۵
هیهات اگر آرد صبا بویِ عرق‌چینش به ما
۱۶
هم باد ازین معجز کند اموات را احیا مگر
۱۷
دل بر بلا بنهاده‌ام تن در ملامت داده‌ام
۱۸
باشد که او یاد آورد روزی نزاری را مگر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.