زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۶۳۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آمد بهار و کرد جهان مشک‌بار باز
۲
ای باد مشک‌بار که آمد بهار باز
۳
از نو بهار من چه خبر می‌دهد صبا
۴
گو شرح باز ده ز گلستان یار باز
۵
از راه لطف بندگی‌ای گو ز من ببر
۶
هر گه که می‌شود به سوی آن دیار باز
۷
در گوش گویدش که به چشمان مست خویش
۸
از ما نسیم زلف معنبر مدار باز
۹
از عقل برکنارم و با عشق در میان
۱۰
تا کی کشم به کام دلش در کنار باز
۱۱
گفتم که باز بر سر کاری شود دلم
۱۲
بیزارم از دلی که نیاید به کار باز
۱۳
ای دل چه کار با سرم آورده‌ای دگر
۱۴
تا خود کجا رسد سر و کارم به یار باز
۱۵
دوران هجر کی به سرآید که طالعم
۱۶
افکند در مجاهده انتظار باز
۱۷
گل وعده داد باز که خواهم جمال داد
۱۸
در انتظار وعدهٔ اویم ز یار باز
۱۹
با گل مباز عشق نزاری چو عندلیب
۲۰
گر عاشقی معاینه با نوک خار باز
۲۱
خون ریختن قاعده کرده‌ست چشم او
۲۲
کی خو کند طبیعت ترک از شکار باز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.