زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۶۳۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
راز سر بسته اگر راست نمی‌گویم باز
۲
جملهٔ خلق بدانند به تسبیح و نماز
۳
گر بدانند که بی او همه هیچ‌اند همه
۴
پس چه اقرار حقیقی و چه انکار مجاز
۵
چون همه اوست من و تو که و چه ای همه او
۶
عالمی نیست که دارد خبر از عالَمِ راز
۷
از تو چون هیچ نماند چه بماند جز او
۸
زیر خایسک چنین رمز که می دارد گاز
۹
در فضای لِمن الملک بکن طَیْرانی
۱۰
مرغ جان چند کند بر سر قالب پرواز
۱۱
تا تو با خویشتنی هیچ نیاید از تو
۱۲
چشم بر بند و بیاموز ادب از شهباز
۱۳
سر تسلیم بنه گردن ابلیس مکش
۱۴
پیش گردن شکنان سر به تهوّر مفراز
۱۵
چاره آن است نزاری که زبان مُهر کنی
۱۶
گر چه بی‌فایده باشد چو برون شد آواز
۱۷
این همه کثرت شرک از نظر احول ماست
۱۸
یک جهت باش که واحد نپذیرد انباز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.