زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۶۳۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مرا که دست به روی خرد نهادم باز
۲
به تَرهاتِ دگر مشتغل ندارد باز
۳
ترا ز من چه خبر در مقام وجد که درد
۴
به حضرت ملکی می‌برم که داند راز
۵
نفاذِ امر به جز عشق را مسلم نیست
۶
چه بانگ چنگ به نزدیک کر چه بانگ نماز
۷
به هرزه عمر گران مایه می‌کنی ضایع
۸
مکن که مرگ یقین بهتر از حیات مجاز
۹
عنان به مرکب توسن مده مگر به حساب
۱۰
به چکسه باز نیاید چو اوج گیرد باز
۱۱
ازین نشیب نشیمن طلب گذر که مگر
۱۲
بر آشیانهٔ وحدت پری به بال نیاز
۱۳
بر آستانی و با راستان نه‌ای هیهات
۱۴
اگر به سیم نه‌ای ملتفت چو زر مگداز
۱۵
به خویشتن چه شوی معجب ای مجاز پرست
۱۶
سری به دست که آنگاه گردنی بفراز
۱۷
مصاحبی طلب اندر مسالک تحقیق
۱۸
که جانب تو رعایت کند به صد اعزاز
۱۹
اگر ز پای در آیی ز دست نگذارد
۲۰
و گر ز چشم بیفتی نظر نگیرد باز
۲۱
نزاریا نظر از اهل روزگار ببر
۲۲
به صبر خو کن و با درد خویشتن می‌ساز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.