زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۶۴۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شادی به روزگار شناسندگان راز
۲
جان‌ها فدای مقدم مردان پاک‌باز
۳
بگذاشتند دنیی و بگذشت از صراط
۴
آن‌ها که یافتند ز دیوان حق جواز
۵
دیدند در سلوک که ابلیس بر ره است
۶
از منزل مخاطره کردند احتراز
۷
از خود شدن برون و شدن در حبیب محو
۸
آورده‌اند با دو سخن قصه‌ای دراز
۹
دارالبقا به عینِ یقین دیده چون خَضِر
۱۰
یک‌باره بر شکسته ازین عالم مجاز
۱۱
ز آن چشمهٔ زلال که در عین ظلمت است
۱۲
آب حیات خورده و پوشیده کرده راز
۱۳
چشمی پرآب رفته و دستی تهی به راه
۱۴
با خویشتن نبرده به درگاه جز نیاز
۱۵
چشم از برای دیدن دیدار دوستان
۱۶
گوش از پی شنیدن آواز دل‌نواز
۱۷
فارغ شده ز منقلبات مدار دور
۱۸
گه زیردست بودن و گاهی زبر فراز
۱۹
حمال بار ناقه و سیّار راه فقر
۲۰
نه دل به نام و ننگ و نه خاطر به برگ و ساز
۲۱
در کعبهٔ حضور چو دیگر مجاوران
۲۲
همواره در عبادت و پیوسته در نماز
۲۳
دامن کشیده در قدم و چون مسافران
۲۴
گاه از ختای خوانده خبر گاه از حجاز
۲۵
گر دامنی چنین به کف آری نزاریا
۲۶
بر آستین همت مردان شوی طراز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.