شمارهٔ ۶۴۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ز پندار خود رهبری بر مساز
۲
مرو ای برادر چنین بر مجاز
۳
اگر روی داری به روی محق
۴
به بتخانه حق است کردن نماز
۵
وگر با خود از خود بری چون مسیح
۶
سر سوزنی از تو جویند باز
۷
به خود ناقصی کاملی کن طلب
۸
ز من بشنو ای بیخبر مُخِّ راز
۹
مکن هیچ اضداد را تربیت
۱۰
که عنبر نسازد کسی از پیاز
۱۱
ز دروازهٔ شهر دنیا به خود
۱۲
برون کی توانی شدن بیجواز
۱۳
به صبح هدایت توانی رسید
۱۴
به انوار روز از شب دیرباز
۱۵
که من تا ز ظلمت برون آمدم
۱۶
بسی روز کردم شبان دراز
۱۷
نزاری به پای هوا و هوس
۱۸
دویدی بسی در نشیب و فراز
۱۹
کنون از تک و پوی ایمن شدی
۲۰
مرو بیش ازین در پی حرص و آز
۲۱
طمع بگسل و بیش از این وا مگیر
۲۲
ز دامان امید دست نیاز
